X
تبلیغات
رایتل
غیرت پاسداران حقیقت

ذیل پست قبلی انتقادی از جانب یک خواهر محترم واقع شد که نهایتاً به اینجا انجامید: (اگه ممکنه چند تا از روایاتی که در اون ائمه با توهین با مخالفین و گمراهان روبرو شدند رو بیان کنید) مقدمتاً عرض می کنم که در فرهنگ اهل بیت(ع) توهین به هر مخالف گمراهی صحیح نیست بلکه شرایط و حدودی وجود دارد که با احراز و اثبات آن شرایط و تعیین حدّ و نوع و شدّت گمراهی فرد، توهین و تحقیر و تذلیل او مجاز گشته و در مواردی هم مورد توصیه و تشویق دین می گردد جای تفصیل دقیق این مطلب اینجا نیست و از طرفی آنچه مورد سؤال واقع شده هم حکم تفصیلی و دقیق فقهی این مطلب نیست بنابراین به نقل بعضی موارد که یک نمای کلی و اجمالی از آیات و روایات مرتبط با این موضوع را به دست می دهد اکتفا می کنم  

 

1.ای پیامبر! برای مردم بخوان خبر آن کسی را که نشانه های هدایت خود را به او دادیم اما او خود را از آنها عاری کرد سپس در پیروی شیطان، از گمراهان گشت.. و از هوای نفس خود پیروی کرد حکایت او حکایت سگ است که چه کار به او داشته باشی و چه نه، در هر دو حال، زبانش آویزان است! (فرقی نمی کند به او چیزی بگویی یا نه؛ در هر صورت پارس می کند و پاچه می گیرد) این مثال گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند پس تو بر آنها این حکایات را تعریف کن تا مردم فکر کنند (الاعراف آیه175و176)

 

2.حکایت کسانی که کتاب خدا، تورات، بر آن ها تکلیف شد اما به تعالیم آن ملتزم نشدند حکایت الاغ است که بار کتاب و صحیفه برداشته حمل می کند چه زشت است حکایت کسانی که آیات خدا را تکذیب کردند (الجمعة آیه5) جالب اینجاست که این آیه و دو آیه قبلی در خصوص کسانی نازل شده که ابتدائاً عالِم و روحانی امّت خود بوده اند و ملبس به لباس دین امّا به جای پیروی از نشانه های هدایت، پیرو شیطان شدند و توحید خدا را بازیچه امیال خود کردند

 

3.نقل است روزی امیرالمؤمنین(ع) بر منبر سخن می گفتند به یک مطلبی رسیدند که اعتراض اشعث را برانگیخت و گفت ای امیرالمؤمنین! این مطلب که گفتید علیه شماست نه له شما! امیرالمؤمنین(ع) نگاه تندی به او افکندند و فرمودند: تو چه می فهمی که چه چیزی علیه من است و چه چیزی له من؟ لعنت خدا و لعنت کنندگان بر تو باد... ای منافق فرزند کافر... (نهج البلاغة خطبه19) توجه داریم که اشعث نه شاخ داشت و نه دم! و یک انسان عادی بود مثل همه و ادعای مسلمانی هم داشت و در نماز جماعت امیرالمؤمنین(ع) هم شرکت می کرد و ای بسا مثل ابن ملجم، اهل تهجّد و عرفان و عشق مجازی و... بود 

 

4.روایت شده کسی از اصحاب امام هادی(ع) می گوید در مسجد مدینه نزد حضرت هادی(ع) نشسته بودم جماعتی از عرفان مسلکان، وارد مسجد شده و مشغول اذکاری شدند حضرت(ع) فرمود: به این نیرنگ بازان توجه نکنید آنان نمایندگان شیطان و خراب کنندگان بنیان دین هستند برای راحتی تن خود اهل زهد شده اند و برای شکار چهارپایان، نماز شب می خوانند برای بارکشیدن از الاغها، گرسنگی را ریاضت می کشند و برای فریب مردم ذکر می گویند... فراوان از عشق، سخن می گویند و به این شکل، ساده لوحان را به دام می اندازند {سلام خدا بر امام معصوم(ع) که چه نیکو ماهیت حیوانی و چهارپایی مریدان شخصیت پرست بتهای بزرگ عرفانی را ترسیم می نمایند}

 

...جز سفیه، کسی پیرو آنها نمی شود و جز احمق، کسی به آنها معتقد نمی گردد هرکس به دیدار آنها رود به دیدار شیطان رفته و بت پرستان را زیارت کرده و هرکس آنان را یاری کند مثل کسی است که یزید و معاویه و ابوسفیان را یاری کرده؛ کسی از اصحاب پرسید: حتی اگر از معترفین به حقانیت شما و شیعه باشد؟ حضرت(ع) با خشم فرمود: کسی که معترف به حقانیت ما باشد در مخالفت و سرپیچی از امر ما وارد نمی شود... آنان نصارا و مجوس این امت هستند و در خاموش کردن نور خدا تلاش می کنند اما خداوند، نور خود را کامل خواهد کرد ولو کافران را خوش نیاید! (الاثناعشریة الحرّالعاملی ص29) 

 

5.روایت شده خادم امام کاظم(ع) می گوید: مولایم وقتی مرا برای خرید سبزیجات می فرستاد می فرمود: چقدر احمق هستند کسانی که فکر می کنند در جهنم، سبزیجات می روید! (الکافی ج6 ص368) این حدیث، اشاره به عقیده بعضی عرفاست که می گویند عذاب جهنم در یک زمانی تمام می شود و آتش خاموش گشته و در قعر جهنم، سبزیجات می روید! خوش خیال ها! *(فلا یخفّف عنهم العذاب و لا هم ینصرون)* البقرة آیه86

 

6.روایت شده کسی به امام عسکری(ع) اعتراض کرد که چرا در مرگ پدرت فلان رفتار را کردی؟ کجا دیدی که کسی از ائمه این کار رو کرده باشد؟ امام(ع) فرمود: ای احمق! تو چه می فهمی؟ حضرت موسی(ع) در مرگ هارون(ع) چنین کرد (بحارالانوار ج79 ص85)

 

7.روایت شده کسی به امام هادی(ع) نامه نوشت: آقای من! ابن حسکة ادعا کرده که شما "اوّل قدیم" هستید (خدا هستید) و او از اولیاء و پیامبر شما می باشد و گفته که شما ایشان را به این امر دعوت کرده اید و معتقد است نماز و زکات و روزه و حج، همگی معرفت شما می باشد... و کسی که به این مقام برسد نماز و روزه و حج از او برداشته است اگر ممکن است پاسخی بفرمایید که موالیان شما از هلاکت نجات یابند حضرت(ع) در پاسخ نوشتند: ابن حسکة دروغ گفت و لعنت خدا بر او باد و همین کافی است که من او را در موالی خود نمی شناسم... ما اوصیاء پیامبر(ص) بندگان خدا هستیم و به او شرک نمی ورزیم اگر اطاعت کنیم رحمت مان می کند و اگر عصیان کنیم عذاب مان می نماید... من از کسی که آن حرفها را زده اعلام نفرت می کنم... شما نیز آنها را ترک کنید لعنت خدا بر آنها (معجم الرجال الخویی ج12 ص344)

 

این مشت نمونه خروار بود و کسی که در احادیث اهل بیت(ع) تفحص کند ده ها مورد مشابه همین چند مورد خواهد یافت ائمه ما (سلام الله علیهم) گرچه در مسائل شخصی شان صبور بودند و ظلم و آزار و توهین دیگران را با بزرگواری و کرامت خود پاسخ می دادند اما در باب مسائل عقیدتی بسیار حساس بوده و غیرت دینی شان شدید بوده است آن بزرگواران نسبت به کسانی که عقائد مردم را بازیچه غرور و لجاجت و نفسانیات خود قرار می دهند و آنها را دانسته و عالماً عامداً و به نام دین گمراه می کنند در مواردی، خیلی تند رفتار کرده اند تعابیری که ائمه ما (سلام الله علیهم) درباره اهل غلو و بدعت و ضلالت به کار برده اند تند و موهن بوده و بعضاً حاوی لعن و تکفیر هم می باشد از دیدگاه اهل بیت(ع) کسی که فی المثل می رود زنا می کند یا شراب می خورد یا هر فسق و فجوری انجام می دهد ابداً با کسی که در لباس دین، مردم را گمراه می کند یا آنها را به سمت شرک و بدعت و... سوق می دهد یا مبانی دینی آنها را در برابر بت عرفان قربانی می کند یکی نیست

 

این نکته را هم اضافه کنم که اخیراً یکی از دوستان در کامنتها از بنده درخواست کردند درباره "بدعت" یک پست مستقل بنویسم ان شاء الله در پستی که به زودی در این خصوص خواهم نگاشت به این موضوع هم خواهیم پرداخت که رفتار با اهل بدعت باید چگونه باشد و امر اولیاء معصوم ما (سلام الله علیهم) در این مورد چیست