X
تبلیغات
رایتل
آیت اللات والعزّی!

ایامی که گذشت، اولین سالگرد رحلت مرجع اعلی شیعه مرحوم آیت الله العظمی تبریزی (رحمة الله علیه) بود... براستی چند نفر متوجه این موضوع شدند؟ در جایی که برای بزرگداشت هشتصدمین سالگرد یک مضلّ ملعون به نام مولوی (لعنة الله علیه) این همه بوق و کرنا نواخته شده و این همه صدای عرعر در مدح و ثناء از «اعیان نجسه» از زمین و زمان به گوش می رسد آیا کسی هم گفت الان سالگرد رحلت یک فقیه فرزانه از فقهای مکتب اهل بیت(ع) است و بابت خدمات او به تشیع، شایسته است بزرگداشتی بگیریم؟

 

با شما هستم ای مسئولین فرهنگی! ای کسانی که کوچکترین سخن شما گاه تأثیرات وافری روی تربیت و فرهنگ مردم می گذارد و سخن شما به غلط به عنوان سخن نخبگان و خواص مطرح می گردد گرچه اهل فن می دانند که چقدر از معارف الهیه سرتان می شود! کمی هم خدای را یاد کنید... البته منظورم «الله» سبحانه و تعالی است نه *(انداداً یحبّونهم کحبّ الله)* البقرة آیه165

 

علماء به بزرگداشت شما نیاز نداشته و ندارند این شما و عوام سرسپرده شما هستند که باید آگاه شوند و بفهمند قدر عالِم دین چیست بفهمند عالِم کیست و فرقش با عارف و عاشق و کلب و حمار چیست... این بزرگداشت برای خودتان خوب است! آیا در نظر گوهرنشناس شما، قدر و قیمت عالِمی عامل از فقهای شیعه، کمتر از فلان شاعر و بهمان بازیگر است که پوسترهای بزرگداشت شان بر دیوارهای خیابان های اصلی قم می درخشد! و بیلبوردهای یادمان شان، میادین شهر فقه و اجتهاد را مزین! نموده است؟  

 

جایی خواندم قبر شمس تبریزی را گلباران کرده اید! آیا فکر کردید زباله دانی با گلباران، گلستان می شود؟ آیا تبریزی فاسق در نظر شما با تبریزی مؤمن برابر است؟ *(افمن کان مؤمناً کمن کان فاسقاً لایستوون)* السجدة آیه۱۸ 

 

کسی می گفت وقتی دیدید ترکیه و افغانستان بر سر تملّک مولوی رقابت می کنند یک دفعه تصمیم گرفتید بدوید که سرتان بی کلاه نماند مبادا سهم شما از مرداری بدبو ناقص آید! چقدر دویدید که سند مالکیت جیفه بت پرستان عرفان زده، شش دانگ به نام شما ثبت شود اما نشد! اخیراً هم ترکمنستان ادعا کرد ابوسعید ابوالخیر مال ماست لابد فردا برای او هم همایش می گیرید مبادا این گوهر قیمتی! از دست تان در برود! نقل است قشیری صوفی گفته بود در ره عرفان {ما پیلیم و بوسعید پشّه} ... همایش بگیرید و از بیت المال مسلمین خرج کنید که ثابت کنید پشه ای هموطن شما بوده است!

 

و اما یادی از مرجع راحل عظیم الشأن:

 

سال 84 چند شب از شبهای ماه مبارک رمضان، در وقت سحر، توفیق یافتم خدمت کریمة اهل البیت سلام الله علیها مشرف شوم؛ بارها آن بزرگوار مشاهده شد در حالی که تک و تنها و متواضع و مخلص و بدون هیچ محافظ و همراهی و سوار! بر پای پیاده خویش از یکی از کوچه های خیابان ارم بیرون می آمد و پس از طی مسافت وارد صحن حرم می شد سوز سرمای سحر آبان ماه قم او را می آزرد اما این مانع نمی شد که ثواب عبادت سحرگاهی و برکت زیارت دختر موسی بن جعفر سلام الله علیهم را از دست بدهد...

 

می آمد و در گوشه ای می نشست و مشغول عباداتش می شد... یکبار مزاحمش شدم و گفتم بزرگوار! دعایی بفرمایید! بزرگوارانه دعایی نمود و در همین حین، فرصتی دست داد که بوسه ای از چهره نورانی اش برگیرم... یکبار عباداتش که تمام شد قبل از مراجعت به منزل، بر سر قبر علماء مدفون در مسجد بالاسر حرم آمد... بر سر قبر بسیاری از علماء ایستاد و فاتحهء جداگانه خواند تا قبر مرحوم اراکی اما به قبر آن عارف واصل! که کنار مرحوم اراکی دفنش کرده اند اعتنایی ننمود و برگشت

 

رحمة الله علیه ثمّ رحمة الله علیه ثمّ رحمة الله علیه