X
تبلیغات
رایتل
گوسفند بافنده

زمانی که بعد از من، اهل ریب و بدع (کسانی که در دین، شبهه افکنی کرده و به معارف دین، امور جدید و ساختگی اضافه می کنند) را دیدید تنفر از آنان را آشکار کنید و زیاد به آنان فحش بدهید و زیاد پشت سرشان سخن بگویید و آبروی آنها را ببرید که طمع نکنند دین را خراب نمایند و مردم هم از آنان دوری کرده و بدعتهای شان را یاد نگیرند با این کار، خداوند ثوابها برای تان می نویسد و درجات اخروی شما را بالا می برد... از کلام رسول خدا(ص) روایت شده با سند صحیح (الکافی ج2 ص375)

 

این یک نمونه است از چندین نص دین که در آنها اولیاء دین به ما دستورهای غلیظ و شدید داده اند در واکنش مقابل بدعت و بدعتگذار، همان موضوعی که برادری ذیل یکی از پستها درباره آن پرسیده بودند و خواستند یک پست در این زمینه بنویسم... براستی چرا فحش دادن به اهل بدعت، موجب کمال معنوی و رشد درجات اخروی انسان می شود؟ چرا درباره زناکار و شرابخوار و امثالهم چنین تعبیر عجیبی وارد نشده است؟ (فحش بدهید ثواب ببرید!) چه خطری در بدعت نهفته است که تا این حد باید نسبت به آن حساسیت نشان داد؟

 

در جواب می توان جهات مختلفی را بررسی کرد اما ظاهراً یک جهت، علت عمده حساسیت اولیاء دین (سلام الله علیهم) به این مقوله است آن جهت، عبارت است از افترا بر شارع و حرف گذاشتن در دهان دین و از جانب خدا حرف زدن بدون حجّت مشروع... گاهی اینور و آنور، جملاتی می شنویم که حاوی این عبارات است (خوب دقت کنید) : از نظر شرع، فلان کار حرام است! فلان کار، دستور دین است! فلان چیز، نامشروع است! از نظر اسلام برای فلان امر، بهمان شرط وجود دارد! شرعاً فلان کار رو باید اینجور انجام داد! فلان حکم، مال فلان زمان است و الان حکم خدا طور دیگری است! خدا کاری نداره به این حرفها، دلت پاک باشه! دین خدا اینقدرها هم سخت نیست که شما میگید، خدا مهربونه و می بخشه! و...

 

خداوند خطاب به اینها که در امر دین و خدا از خودشان نظریات صادر می کنند می فرماید (آیا خدا به شما اجازه داده که حکم صادر کنید یا در واقع دارید به خدا افترا می بندید؟) یونس آیه59 و به قول خودمانی تر خطاب به این افراد می گوید: جناب! محترم! سرکارعلّیه! جنتلمن! شما خدایی؟ پیغمبری؟ امام معصومی؟ جبرئیلی؟ میکائیلی؟ لوح محفوظی؟ آخه تو کی هستی که از جانب خدا حرف می زنی گوسفند! خب دوست داری حرف جدید بزنی بزن! دوست داری ببافی بباف! چرا به نام دین می فروشی بافتنی ات رو؟ چرا از نام دین خرج می کنی؟ چرا از آیات و روایات مایه می گذاری؟

 

در جای دیگری می فرماید (چه کسی ظالم تر است از کسی که کذبی را به خدا ببندد) الاعراف آیه37 براستی اگر شما خواننده محترم در جایی مهم و برای کسانی که حرف شنوی از تو دارند سخنی بگویی و در آن سخن، چیزی را خوب و چیز دیگری را بد بدانی و بنامی سپس ببینی در یک جایی مثلاً یک روزنامه، حرف شما تحریف شده و غیر آنچه شما بیان کرده ای در دهانت گذاشته اند و از قول تو چیزی که بد می دانی را به عنوان خوب و بالعکس مطرح کرده اند و دوستدارانت هم به خطا افتاده اند و دقیقاً برعکس نظر تو رفتار می کنند چه حالی به تو دست می دهد؟

 

بدعت یعنی نوآوری و در لغت عرب به چیز نو "بدیع" گفته می شود نوآوری اگر در هر چیزی خوب باشد در امر دین بسیار ناپسند است چون اوامر و نواهی دین، ابدی و لایتغیر می باشند (الکافی ج1 ص58) بنابراین نوآوری در دین، ملازم است با اینکه چیزی که در دین نیست را در آن داخل کنیم (البدعة ادخال ما لیس فی الدین فی الدین) و هرچه هم در این جهت ببافیم و بسازیم و بگوییم صرفاً بر گناه خویش افزوده ایم چون دین خدا با سلیقه ما تنظیم نمی شود

 

خطر بدعتگذاری قاعدتاً دامنگیر قشر غیرمذهبی و لاابالی نمی شود آنان به لاابالی گری خویش مشغول اند و کاری به کار دین ندارند خدا خیرشان دهد که دست از سر کچل دین خدا برداشته و آن را با نظریات «من درآوردی» خود آلوده نکرده اند... مغرورانه بر مسند دین شناسی ننشسته اند و از جانب خدا و در لباس دین سخنان یاوه بر زبان نمی آورند... هر کاری می کنند می گویند هوسمان مجبورمان کرده این کار را بکنیم و نام دین بر آن نمی گذارند... مرد هستند و دین خدا را بازیچه نکرده اند

 

کاری اگر می کنند نمی گویند وظیفه شرعی من چنین است! شاید شرمنده هم باشند از کارشان و معترف به بد بودن سیره شان... خدا خیرشان دهد و توفیق توبه، اما وای به حال اهل بدعت که چشم در چشمت می دوزند و لجوج و مغرور از چنین و چنان دین سخن می گویند و شرم نمی کنند از اینکه مفاد هوس خود را به نام دین مطرح می نمایند؛ بدترین معصیت را مرتکب می شوند اما خیالی ندارند و ای بسا گمان کنند کار نیکو می کنند (الکهف آیه104) و به همین جهت امید چندانی به هدایت شان نیست همانطور که توفیق توبه، چندان درباره آنان متصور نیست (علل الشرائع ج2 ص492)   

 

ان شاء الله در نگاشته بعدی به زوایای دیگری از مقوله بدعت خواهیم پرداخت