X
تبلیغات
رایتل
قصد رجاء

طبق آنچه قبلاً عرض شد بدعت این است که امری خارج از دین به دین اضافه گشته و حیثیت و شأن دین، به آن مطلبِ خارج از دین داده شود به عنوان مثال، عقائد و اعمال عرفانی که عمدتاً بافتهء ذهن علیل آکنده از بلاهت و عقلِ سرخ شده در روغن ریاضت! می باشد و بدست شیاطین جن و انس، ساخته و پرداخته شده و هیچ نسبتی با دیانت و مبانی توحیدی آن ندارد چنانچه به عنوان مطالب دینی مطرح گردند این کار، مصداق بدعت خواهد بود و همه آن صحبتهایی که درباره بدعتگذار عرض شد در این مورد نیز صدق خواهد کرد

 

در این مقام فرقی نمی کند این مطالب از کجا آمده باشد مهم این است که از منابع اصیل و موثق دین نیامده باشد و مستند به حجت های قابل استناد در قیامت نباشد مثلاً ممکن است از قیاسات شبه عقلی باشد یا از توهمات شهودی یا مکاشفات و خوابها و یا حتی از کتب حدیث اما چه کتبی و چه روایاتی! کتب بی مدرک و احادیث غیرمستند که عرفا آنها را ساخته و در منابع دین وارد کرده اند مثل (من عشقنی عشقته) یا (من عرف نفسه فقد عرف ربّه) یا قصه مضحک (موسی!و شبان) و امثال آن که مستند معتبری ندارند و جز عدّه ای کوته نظر نادانِ بی بهره از معارف توحیدیه الهیه، کس دیگری به آنها استناد نمی کند در اثبات اباطیل عرفانیه...

 

همچنین در عرصه اعمال نیز می توان اعمالی را به عنوان بدعت ذکر کرد ملاک بدعت بودن آنها نیز همان است که در بالا عرض شد یعنی عملی که به عنوان مطلوب دین انجام شود و در هیچ نص خاصّ یا عامّ معتبری به ما توصیه نشده باشد (مثلاً از خواب و خیال مان فکر کنیم آن عمل خوب است یا سلیقه و ذهنیت مان) لازم به ذکر است که خطابات دین به ما در بیان احکام شرعیه دو گونه هستند بعضی خطابات، حالت خاصّ دارند و به یک عمل مشخص، امر می کنند (یا نهی) مثلاً امر به نماز یومیه با کیفیت مشخص و معین آن و... بعضی دیگر از خطابات، حالت عامّ دارند یعنی به یک کلیت، امر می کنند که مصادیق متعددی برای آن می توان برشمرد (یا نهی) مثلاً امر به اکرام والدین که انواع و اشکال مختلفی دارد بسته به عرفها و شرایط زمان و مکان و...

 

هر عملی که به عنوان دین انجام می دهیم باید یا در خطابات خاصّ توصیه شده باشد یا در خطابات عامّ تا بتوان آن را به حساب دین گذاشت وگرنه چنانچه آن را به دین نسبت دهیم بدعت انجام داده ایم حتی اگر عملی در خطابات عامّ باشد و ما به عنوان خاصّ انجام دهیم و برای آن خصوصیت قائل شویم بازهم در حکم بدعت است خطابات عامّ را باید عامّ دانست و همه مصادیق آن را یکسان فرض کرد و به همان عمومیت، آن را انجام داد مثلاً ذکر مصائب اهل بیت(ع) و عزاداری برای سیدالشهداء(ع) به عنوان خطاب عامّ، مورد تأکید نصوص دینی هست و اگر کسی به همین عموم عمل کند کار نیکویی کرده است لکن اگر کسی به یک شکل خاص عزاداری و اسلوب معینی از آن، خصوصیت دهد و آن را بالخصوص تأکید کند شبهه بدعت بر او وارد است

 

در مسیر دینداری باید به نصوص دین اکتفا کرد و فراتر از آن نرفت ممکن است سلیقه ما به خوبی چیزی حکم کند لکن این لزوماً حکم دین نخواهد بود بلکه باید به نصوص مراجعه کرد و بررسی کرد آیا به عمل مورد نظر ما، توصیه ای شده است یا خیر... اگر در نص معتبر دین، توصیه ای در خصوص آن وارد شده بود قصد ورود می کنیم و اگر نه، حق نداریم قصد ورود کنیم حداکثر به احتمال اینکه شاید این عمل مطلوب باشد و نصی داشته که به دست ما نرسیده و به امید و رجاء مطلوبیت نزد خدا، قصد رجاء می کنیم و عمل را انجام می دهیم و البته در امور جدیدی که زمان معصومین(ع) نبوده باید به نصوص عامّ رجوع کنیم و اگر آن امر، در نص عامّ وارد شده بود قصد ورود کرده و به عمومیت آن عمل می نماییم و اگر نه با شرایط آن، قصد رجاء می نماییم

 

ذیل مبحث (قصد ورود و قصد رجاء) نکات و مثالهای خوبی برای فهم بهتر مطلب هست که به پست بعدی واگذار می کنم........ ان شاء الله