X
تبلیغات
رایتل
عارف و صوفی چه می گویند

خب معلوم است! چرند! شما در مکتب عرفان، جز مشتی مطالب بافتنی ضد عقل که مزین شده به چند آیهء تفسیر به رأی شده و معدودی روایت جعلی، چیز دیگری می بینید!؟

 

البته این پاسخ نابجاست! نه از این بابت که نادرست باشد اتفاقاً خیلی هم درست است! لکن از این بابت که این "عارف و صوفی چه می گویند" یک پرسش نبود! بلکه نام یک کتاب ارزشمند است که در ردّ و نقد اباطیل عاشق پیشگان ملحد و افشاگری دشمنی باطنی عرفان زدگان با عقل و نقل نگاشته شده است بدست عالم جلیل القدر، مرحوم میرزا جواد آقا تهرانی رحمة الله علیه

 

این کتاب از آنجا که با قلمی وزین و متین و روان و قابل فهم برای سطوح متوسط، نگاشته شده و در عین حال، مجهز به ادلّه عمیق و برهان های مستحکم می باشد تأثیر شگرفی روی خواننده می گذارد و ملحدان بدعتگذار عارف مآب، شدیداً از رواج آن بین مردم و نتیجتاً باز شدن مشت شان و عیانی مناشئ اباطیل شان می ترسند همین موجب شده که این کتاب، در بعضی ایام، تحت فشار قدرتمداران ذی نفوذ در عرصه فرهنگ، دچار محدودیت و مسدودیت! شود (یاد وبلاگ اصحاب کهف بخیر!) از ممنوعیت چاپ و محدودیت توزیع گرفته تا آزار و اذیت افرادی که احیاناً اقدام به نشر آن کرده اند همه و همه، علل و عواملی است که موجب شده این کتاب در سالهای اخیر، نایاب شده و دسترسی به مطالب آن، صعب گردد

 

خفاشان شب پرست که سالهاست با هزار حیله و نیرنگ و با اتّکا بر قدرت نامشروع، سعی در خاموش کردن نور خدا دارند غافل هستند از اینکه علی رغم آنها *(و الله متمّ نوره ولو کره الکافرون)* الصف آیه8 و حقایق دین مبین، به وعده حتمی خداوند، به مشتاقان معارف آل الله خواهد رسید ولو از ورای مصیبت ها و صعوبت ها و در آینده نیز ان شاء الله با ظهور مولای غائب(عج) صعوبت ها از جلوی پای پویندگان معالم نبویه و علویه برچیده خواهد شد *(و خسر هنا لک المبطلون)* الغافر آیه78

 

اولین بار که این کتاب را در دهه هفتاد، در دست یکی از رفقای اهل علم، دیده و توّرقی نمودم برایم بسیار جذابیت ایجاد کرد و بعدها نیز مداماً در شوق یافتن اش از این کتابفروشی به آن کتابفروشی می رفتم ولی چیزی نمی یافتم به بعضی دیگر از رفقای اهل علم هم سپرده بودم اگر مشهد رفتند آنجا نیز تفحصی کنند چون ظاهراً به فضل حضرت ربّ الارض و السماء الله سبحانه و تعالی و سیطره امام اهل توحید و سلطان سریر ارتضاء حضرت ابی الحسن الرضا (ع) مشهد مقدس از اباطیل عرفانی، نسبتاً منزه است و یافتن کتب ضد عرفانی در آن راحت تر است اما بازهم خبری نمی شد تا اینکه برادر همسرم که طلبه ای فاضل است در یک سفری به مشهد، کتاب را یافت و دو جلد، یکی برای من و یکی برای خود خرید

 

اخیراً یکی از رفقای محفل تهران مان هم مایل شده بود کتاب را داشته باشد اما گشت و گذار در «نایاب فروشان» حوالی میدان انقلاب، نتیجه ای نداده بود تا اینکه یک کتابفروش، اعلام آمادگی کرده بود که با گرفتن بیعانه، آن را هر طور شده پیدا کند سه شنبه شب که تهران بودم همین دوست عزیز که برای بردن اینجانب برای سخنرانی در جلسه مان آمده بود در ماشین گفت: آن کتابفروش بالاخره کتاب را پیدا کرده ولی من متأسفانه نمی توانم به این زودی ها بروم میدان انقلاب و..... من که صبح چهارشنبه در همان حوالی، کاری داشتم گفتم: مانعی نیست؛ من فردا میدان انقلاب، کاری دارم و می روم و برای شما می گیرم و بعداً تحویل تان می دهم... این شد که صبح چهارشنبه، راهی میدان انقلاب شدم

 

در کتابفروشی جریانات جالبی پیش آمد! کتابفروش کتاب را که به دستم داد گفت: این کتاب خیلی نایاب است ها! قدرش را بدانید سری تکان دادم و گفتم: بله خودم در جریانم... این دفعه برای یکی از رفقاست که آمده ام و سابقاً که برای خودم می خواستم، چند سال تفحص کردم تا یافتم! کتابفروش نگاهی به من کرد انگار با چشمانش می پرسد چرا؟ گفتم: برای اینکه مطالب این کتاب، دودمان بعضی قدرتمندان را بر باد داده است! کتابفروش گفت: یعنی انتقادهای سیاسی کرده است؟ گفتم: خیر.. مطلب سیاسی نیست بلکه اعتقادی است این کتاب، بنیانهای بعضی اعتقادات عرفانی که موجب سوءاستفاده بعضی طواغیت در طول تاریخ شده را نابود کرده است! کتاب را گرفتم و خواستم بیایم بیرون که ناگهان دخترکی وارد شد و به کتابفروش گفت: آقا ببخشید کتاب آقای نخودکی را دارید؟ اینجا بود که پوزخندی زدم و به کتابفروش اشاره کردم این هم یک نمونه اش!