X
تبلیغات
رایتل
اخلاص در بت پرستی

به صراحت قرآن، شیطان، هدف نهایی خود را اضلال همه خلق، به جز اهالی "اخلاص" تعریف کرده است (سورة ص آیه82) از این روست که برای هرکسی متناسب با شرایط و روحیات و شکل زندگی اش برنامه ای جدا می ریزد و روشی متناسب برمی گزیند یکی از این روشها هم دخل و تصرف در خود مفهوم اخلاص است دخل و تصرف در معنای اخلاص و تحریف حقیقت آن، از این رو واقع می گردد که افراد متدین که بنا دارند عبد مخلص خدا بوده و در توحید عقیدتی و عملی، خالص باشند در تطبیق اخلاص، دچار خلط شده و نیرو و توان خود را در مسیر دیگری خرج نمایند یا اینکه به تصور واجد فضیلت اخلاص شدن، خود را از دستبرد شیطان، ایمن ببینند یا...

 

رسیدن به همین فوائد شیطانی، کافی است که اشتهای ابلیس، عمیقاً تحریک شده و به کمک اعوان و انصارش، نهایت تلاشش را برای تصرف در معنای اخلاص و تحریف حقیقت آن به عمل آورد و از آنجا که مکتب عرفان، فرآورده ابلیس است برای گمراه کردن اهالی دین، بنابراین شیاطین انسان نمای عارف مسلک، تلاش وافری می کنند که با ترفندهای مختلف، از مفاهیم و تعابیر دینی سوءاستفاده کرده و با بهره گیری از متشابهات و خلط حقائق با اباطیل، اهالی دیانت را گمراه نمایند *(فامّا الذین فی قلوبهم زیغ فیتّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة و ابتغاء تأویله)* آل عمران آیه7

 

یکی از این ترفندها این است که معنای اخلاص را در مقابل طمع بهشت و خوف جهنم قرار داده و اینطور القا کنند که بنده خالص، آن است که رغبت به بهشت و ترس از دوزخ نداشته و خدا را فقط بخاطر خودش بپرستد! البته این جماعت یاوران ابلیس، این نکته را توضیح نمی دهند که خدایی که نه جسم دارد و نه شکل و نه حد و نه وصف و نه سنخیتی با مخلوق خود، چگونه می تواند "خود"ش مورد رغبت شده و ذاتاً مورد تمایل بشر، قرار گیرد لکن اگر به کتاب خدا و نصوص وارده از اهل بیت(ع) بنگریم می بینیم که حقیقت اخلاص، نه تنها هیچ تضادی با خوف جهنم و طمع بهشت ندارد بلکه این خوف و طمع، مقارن اخلاص است و مؤید و مُثبِت آن و از جهاتی خود آن

 

در متون دینی، انسان مخلص، آن کسی است که طمع بهشت و خوف جهنم در او به حدی شدید است که او را از توجه به قدرشناسی مخلوق و تشویق و ستایش او باز می دارد *(انّما نطعمکم لوجه الله لانرید منکم جزاءاً و لا شکوراً اِنّا نخاف من ربّنا یوماً عبوساً قمطریراً)* {الانسان آیه9و10} مؤمن مخلص، آنقدر طمع به نعمات بهشت دارد و قدر و عظمت *(جنةٍ عرضها السماوات و الارض)* {آل عمران آیه133} را با تمام وجود درک کرده که اساساً تمایلی به نعمت های ناچیز مخلوقات و قدردانی آنها، ندارد چشم طمعش به اجر خداوندی است و نه اجر اهالی دنیا و طرف مورد تجارتش، خدا و مبیعش، بهشت خدا می باشد *(فاستبشروا ببیعکم الذی بایعتم به)* {التوبة آیه111} نه تشکر این آدم و تشویق آن بشر و پول و شهرت فانی دنیوی

 

کاری اگر می کند برای اجر خالق است و نه اجر مخلوق *(اِن اَجری الا علی الله)* {یونس آیه72} و از آنجا که اجر خالق را بزرگتر می بیند *(و ما تقدّموا لانفسکم من خیر تجدوه عند الله هو خیراً و اعظم اَجراً)* {المزّمّل آیه20} بنابراین دنبال پاداش و تشکر مخلوقات نیست... متقی، "مزد" آخرت را بهتر از "مزد" دنیا می داند *(و لاَجر الآخرة خیر للذین آمنوا و کانوا یتقون)* {یوسف آیه57} نه که مزد نخواهد و بسان چهارپایان، بی چشمداشت، بار ببرد! مؤمن عقل دارد و حتی لحظه ای از عمرش را هم خرج هیچ و پوچ (عشق و فناء) نمی کند چه رسد که کل عمرش را مصروف جهالت و بلاهت (عرفان) کند از یک لحظه خود هم بهره می برد که توشه آخرتش را سنگین کند و کارگری می کند و خدایش هم او را بر این کارگری می ستاید *(و نعم اَجر العاملین)* {العنکبوت آیه58}

 

آنچه از کلام امیر مخلصین و متقین، روایت شده، این نکته را به وضوح تبیین می کند که متقی حقیقی کسی است که آن به آن، به بهشت و جهنم می اندیشد و لحظه به لحظه، متوجه "امر عظیم" سعادت و شقاوت ابدی خود است تا حدی که برایش اصلاً مجالی نمی ماند که بخواهد چشم به دهان این و آن بدوزد و منتظر بماند فلانی، عمل خیر او را ببیند و تقدیرش نماید اساساً مخلوقات را "عدد"ی به شمار نمی آورد چرا که خیر و لطف آنان را فانی و بهشت و جهنم خدا را ابدی و باقی می داند عبد مخلص اینطور نیست که اساساً دنبال اجر نباشد اتفاقاً خیلی هم اجر می خواهد لکن فقط از خدا و نه از بنده خدا چون اجر غیر خدا را در شأن خود نمی داند... اخلاص او از شدت طمع به بهشت است و جز از خدا، از احدی چیزی نمی خواهد آنقدر اجر اخروی را والا دیده که طمع او برانگیخته شده و حیف می داند وقت و عمر و اعمال خیر خود را با لذتهای محدود دنیوی و جایزه بشری و لوح تقدیر این و آن معاوضه نماید ثمن شایسته خود را بهشت می داند و داشته های خود را جز به آن مبادله نمی کند (انّه لیس لانفسکم ثمن الا الجنة فلا تبیعوها الا بها) {نهج البلاغة حکمت448)

 

در نظر یک مؤمن حقیقی، که توحیدش به شرک عارفان، آلوده نشده، خداوند، قابل درک و وصول مخلوق خود نیست بنابراین در نظر او، تعبیر"بخاطر خدا" معنای عقلی ندارد و رضا و غضب خدا نیز نهایتاً چیزی جز بهشت و دوزخ نیست (التوحید ص165) در فرهنگ اهل بیت(ع) خدایی که ذاتش قابل وصول و فناء در او قابل حصول باشد بتی است در اعماق روح مخلوق مشرک خود و نه الله سبحانه و تعالی که موحّد می پرستد و این گونه است که شیطان، با نام اخلاص در توحید، اخلاص در شرک را به بشر جاهل، قالب نموده و او را از جایی که گمان نمی کند، گمراه کرده است اعوان و انصار او نیز در همین ممشا به اضلال خلق خدا مشغول اند اما غافل اند که پاسداران حقیقت، به حول و قوه الهیه، چشمان شان در حراست از مرزهای عقیده توحید باز ِباز است و به برکت روایات اهل بیت(ع) حیله های شیاطین انسان نمای عرفان زده، نقش بر آب می باشد!

 

جالب اینجاست که در بعضی روایات، اخلاص در کنار طمع به ثواب و ترس از عقاب قرار داده شده که طبیعتاً نمی تواند متضاد آن باشد مثلاً در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود: مبادا حرفهای فرومایگان باورت شود! شیعه علی(ع) فقط کسی است که عفت شکم و شهوت دارد و تلاشش فراوان و شدید است برای خالقش عمل می کند (اخلاص) و میل به ثوابش دارد و از عقابش می ترسد اگر چنین کسانی دیدی آنها شیعه من هستند! (الکافی ج2 ص233)