X
تبلیغات
رایتل
عابد خائف یا عاشق عارف؟

أللهم إنی أسألک صبر الشاکرین لک و عمل الخائفین منک و یقین العابدین لک أللهم أنت العلی العظیم و أنا عبدک البائس الفقیر أنت الغنی الحمید و أنا العبد الذلیل أللهم صل على محمد و آله و امنن بغناک على فقری و بحلمک على جهلی و بقوتک على ضعفی یا قوی یا عزیز أللهم صل على محمد و آله الأوصیاء المرضیین و اکفنی ما أهمنی من أمر الدنیا و الآخرة یا أرحم الراحمین از ادعیهء ماه رجب، روایت شده از حضرت صادق(ع) (اقبال الأعمال، ابن طاووس ج3 ص210 - مصباح المتهجد، الطوسی ص802)

 

خدایا! من از تو صبر شاکرانه می خواهم نه صبری که همراه با سوءظن به تو باشد نه صبری که از سر ناچاری باشد نه صبری که ناشی از جبرگرایی صوفیانه باشد بلکه صبری که از سرچشمهء رضا و توکل و طاعت سیراب شود!

 

خدایا! من صبر بر بلاء دنیا را می خواهم که بلاء دنیا، محدود و کوتاه و ناپایدار است و صبر بر آن ممکن و موجه... اما بر بلاء آخرت و عذاب دوزخ بی‌رحم، صبر نمی خواهم بلکه امان می خواهم چرا که اگر در آن روز، امان ندهی و مرا وارد دوزخ کنی صبر بر لحظه ای از عذاب تو هم محال است و محال، خواستنی نیست!

 

خدایا! من از تو عمل خائفانه می خواهم عملی می خواهم که مقرون به ترس از عذاب تو باشد چرا که عذاب تو حق است و فراموشی حق، عین ضلالت و می دانم که اگر از عذاب تو در این دنیا بترسم در آخرت، امید امان هست و الّا فلا!

 

خدایا! اگر عارفان ِمشرک به عشق‌بازی با خیال تو دل‌خوش اند مؤمنان ِمُسلم به عبادت تو خدای راستین می اندیشند و اگر صوفیان ِملحد، به توهم تو عارفانه عشق می ورزند صالحان ِموحد به یقین تو خائفانه عمل می سازند و من می خواهم مؤمن باشم و نه مشرک؛ و خائف باشم و نه عارف؛ و صالح باشم و نه صوفی!

 

خدایا! چه سری است که در ادعیهء وارده از اهل بیت عصمت(ع) مداماً سخن از خوف عذاب و طمع ثواب می رود و امامان ما سلام الله علیهم خود را خائف و راجی و راغب و راهب می خوانند و می خواهند؟ چرا انبیاء عظام علیهم السلام تو را راغباً و راهباً خواندند و نه عاشقاً و چرا به جای در آغوش کشیدن توهم تو، در محراب عبادتت ایستادند به خوف و خشیت و خشوع؟ (الأنبیاء آیة90) چرا به جای ریاضت از سر توهم عاشقانه، به عبادت از مجرای یقین عابدانه ملتزم بودند؟ ... من هم همین را می خواهم!

 

خدایا! من از تو یقین عابدانه می خواهم یقینی که عابدان حقیقی دارند و نه عاشقان توهمی! خدایا اگر عرفان‌پرستان، خود را از هر قید و بندی آزاد می دانند من در قید بردگی تو هستم چرا که خود فرمودی همهء اهل زمین و آسمان بردهء تو هستند (مریم آیة93) و خود را نه تو و نه بخشی از هستی تو و نه شأنی از شؤون تو و نه نمودی از بود تو و نه فروغی از رخ تو و نه جلوه ای از رقاصی تو و نه حاصل خودنمایی تو و نه مسمای هیچ گزافهء دیگری نمی دانم بلکه فقط عبد ذلیل تو و بردهء فقیر تو و مخلوق محتاج عنایت تو خدای علی و عظیم و غنی و حمید!

 

خدایا! بر محمد و اهل بیتاش صلوات و تحیات و سلام و درود خود را وارد فرما و با دارایی ات بر فقر من منت گذار و با حلم ات بر نادانی من و با توانایی ات بر ناتوانی من ای قدرتمند و ای عزتمند!

 

خدایا! من می دانم که اهل بیت نبی(ع) اوصیاء مورد رضایت تو بودند تو از آنان راضی و آنها هم از تو راضی اما رضایت آنان از تو کجا و رضایت تو از آنان کجا؟ آنان مخلوق تو هستند و بشر و دارای احساسات و حالات نفسانی مثل رضایت و خشم اما تو شبیه مخلوقات نیستی و هیچ حالات احساسی و تغییرات نفسانی بر تو عارض نمی شود اگر تو از کسی راضی هستی او را به بهشت وارد می کنی و اگر بر کسی غضب داری او را در جهنم معذب می کنی و همین! نه که لب بر رضایت، خندان کنی و ابرو در خشم، درهم!

 

خدایا! بر اهل عصمت که مورد رضای تو هستند درود فرست و امور مهم دنیا و آخرتم را کفایت کن اگر نادان، جز تو هیچ نخواهد من جز تو همه چیز خواهم! هر خیر و برکت و عافیت و یسر و یساری ممکن باشد من از تو می خواهم... پس همهء امور دنیا و آخرتم را به خیر و عافیت بساز و مرا از شرک حلول و کفر وصال مصون بدار!

 

خدایا در این ماه معظم رجب، مرا به عبادات توحیدی موفق کن و نه ریاضات بدعی که شیطان، صورت عملم را ابقا کند و بر داعی، اشک و آه القا نماید! دست آخر هم بسان اولیاء رجبیین ِآن ضالّ مضلّ (ابن عربی) بندگان صالح ات را مشکوک ببینم و شیعیان مولای مولود این ماه را خوک!

 

خدایا توفیق بده غنای معارف اهل بیت(ع) را به فقر مکاتب ساختهء بشر نفروشم و در دنیا در مسیر آنان و در آخرت در جوارشان باشم یا ارحم الراحمین!