X
تبلیغات
رایتل
چهل روز معصیت

به اینجا رسیدیم که نسبت دادن ارزشمندی یک عمل به دین، باید مبتنی بر نص و دلیل معتبر باشد و اینجا عرصه خیال پردازی و ذهنیت سازی نیست اگر ما عملی را به دین نسبت دهیم که نصی (بالخصوص یا بالعموم) بر رجحان آن، دلالت نداشته باشد مرتکب بدعت شده ایم ولو آن عمل در ظاهر و صورتش، خیلی عارفانه و سالکانه و معنوی باشد و ما خیال کنیم با آن به خدا نزدیک می شویم ولی در واقع به شیطان نزدیک شویم!   

 

نکته بسیار مهمی که باید در اینجا ذکر کرد این است که ملاک ما در رجوع به نصوص، باید ملاک امر و نهی و توصیه و منع شارع باشد نه صرف کپی برداری بی پایه از اعمال و حرکات معصومین(ع) مثلاً بعضی فِرَق صوفیه با کپی برداری از چهل شب وعدهء حضرت موسی(ع) عملی به نام چله کلیمیه اختراع کرده اند که از اول ذی القعدة تا دهم ذی الحجة به آن ملتزم می شوند و... این حرکت در حالی توصیه می شود که در اسناد معتبر منابع دست اول حدیث شیعه هیچ توصیه ای به این کیفیت و کمیت ذکر نشده است و معلوم است که این مطلب هم مثل سایر مطالب عرفانی از سطل عاشقال! به فرهنگ دینی مردم راه یافته است

 

 و اما درباره نص بالعموم و بالخصوص، چند مثال عرض می کنم:

 

1.در روایات اهل بیت(ع) درباره خوب بودن مصافحه با برادران ایمانی، روایاتی داریم (بالعموم) اما اینکه لزوماً توصیه شده باشد حتماً بعد از نماز، مصافحه کنید چنین مورد بخصوصی وارد نشده بنابراین اگر کسی به قصد خصوصیت و ورود چنین عملی در شرع، آن را انجام دهد مرتکب بدعت شده است اما اگر به نحو کلی و عمومی و از آن جهت که کلاً مصافحه با مؤمن خوب است انجام دهد مشمول ثواب است و عمل او ارزشمند است نشانه آن هم این است که کسی که از روی عموم انجام می دهد در جاهای دیگر هم قاعدتاً به همین عموم معمولاً ملتزم می شود و مصافحه می کند اما کسی که خصوص مصافحه بعد از نماز را به خیال خود ارزشمند گرفته ممکن است یک تعبد خاصی روی این عمل، بعد از نماز داشته باشد ولی سایر جاها ترک کند! 

 

2.زیارت معصوم(ع) کلاً و برای همه زمانها توصیه شده و نص عمومی بر آن وجود دارد اما اینکه در فلان زمان، زیارت فلان امام(ع) بهتر است و... اینها تابع خیالات افراد نیست بلکه باید به نص معتبر شرعی مراجعه شود و چنانچه خصوصیتی برای زمان خاصی ذکر شده بود و منبع آن هم سطل عاشقالهای عرفانی نبود (سند معتبر داشت) آن خصوصیت لحاظ شده و اجرا می گردد

 

3.ذکر خدا بطور کلی خوب است و چه به نحو ذهنی (یاد خدا) و چه به نحو زبانی (الفاظی نظیر لااله الاالله و...) توصیه شده و ارزشمند است اما اینکه بگوییم فلان روز، فلان ذکر خاص و به فلان تعداد، خوب است خوانده شود این بدعت است مگر نص معتبری بر خصوص آن دلالت کند مثلاً تسبیحات حضرت زهرا(س) به تعداد معین و مشخصش نص معتبر دارد و خصوص آن مستحب است اما ذکرهای متفرقه که با کیفیت و تعداد مشخص و در کتب بی سر و ته آمده و افراد بی اطلاع به طور سر خود، آنها را می گیرند و به تعداد و کیفیت آن ملتزم می شوند قابل اتکا نیست چه برسد به اذکاری که عرفا به شاگردان چهارپای خود می دهند و آنها نیز عرعرکنان، ملتزم به تعداد و کیفیت آن می شوند بدون اینکه یک کلمه سؤال کنند مدرک شرعی آن ذکر با آن کیفیت به خصوص چیست و از کجا آمده؟ به صرف اینکه استاد گفته می گویند چشم!

 

جالب اینجاست که همین افرادی که در برابر استادشان کاملاً مطیع و سمعاً و طاعةً هستند و هر جور به آنها امر شود «کَمَثَل الحمار» عمل می کنند همین ها به نص دین و کلام خدا و معصومین(ع) که می رسند یک دفعه یادشان می آید که نه بابا! هر حرفی را نباید صددرصد پذیرفت و باید مقتضیات زمان و مکان را لحاظ کرد و جمود بر لفظ نباید داشت و...!! ظاهراً فقط قال الباقر(ع) و قال الصادق(ع) است که نباید صددرصد پذیرفته شود و انواع لطائف الحیل برای ردّ مفاد آن می توان ساز کرد اما اگر گفته شود قال العارف الفلانی و قال السالک البهمانی و... این دیگر وحی مُنزل الهی است که مستقیماً از خود کنگره عرش نازل شده و روی آن، حرف نمی توان زد همه هم موظف و ملزم هستند به کلام این معصومین قرن بیستم! بی چون و چرا، ملتزم شوند و تمام معارف الهیه و معالم دینیه را در پیشگاه بتهای بزرگ عرفان، قربانی نمایند... وای بر شخصیت پرستان، از محضر عدل الهی و روز حساب خدا... فویل لهم...

......................................................................................

نوشتار بعدی، عید سعید قربان... در این دو هفته به احیاء بعضی پست های اصحاب کهف و ارائه آنها در سایت 313 امیر خواهم پرداخت ان شاء الله